جلال مصطفوى كاشانى

55

دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى )

خود را به بيمارستانها و مطب پزشكان نمىبرند و در نتيجه آنان زنده مىمانند . گوركن‌ها ضمن خوشحالى از اينكه بيماران كمتر فوت مىكنند نسبت به سرنوشت كار و حرفهء خود نيز ابراز نگرانى كردند و از خبرنگاران خواستند براى زندگى آنان هم‌فكرى بشود . » اين نوشتهء خبرى كه در روزنامه‌هاى كثير الانتشار سراسر جهان منتشر شد و عموم مردم از آن آگاهى يافتند دو حقيقت تلخ‌تر از زهر را دربردارد : يكى ، زنگ خطرى براى بيماران و مخصوصا براى عامهء افراد سالم ، زيرا از اين وحشت دارند كه اگر بيمار شدند جانشان در معرض خطر خواهد بود و به هيچ وجه از زيان درمانهاى كنونى مصون و ايمن نخواهند بود . دو ديگر ، هشدارى به عموم پزشكان جهان ، زيرا آنان از حيث طول مدت تحصيلات پزشكى و تحمل رنج‌هاى طاقت‌فرسا در راه فراگرفتن اين رشته كه از مشكلترين رشته‌هاى علوم است بر صاحبان ديگر حرف و فنون داراى رجحان و مزيت هستند و درعين‌حال به علت اينكه با حيات و هستى مردم سروكار دارند و براى نجاتشان از مرگ ، از ژرفاى جان و بن دندان ، مىكوشند و به شريف‌ترين مشاغل اجتماعى مشغولند ، بايد حيثيت و اعتبارشان محفوظ بماند ولى با اين‌گونه انتشارات و تبليغات كه در عامه موج نارضايتى ايجاد كند دامن نامشان در جامعه لكه‌دار شود . پس براى محافل صالح پزشكى لزومى فورى و ضرورتى حتمى دارد ، هرچه زودتر ، در مقام كشف علل اصلى اين ماجراى فاجعه‌انگيز برآيند و با شدت عملى هرچه كوبنده‌تر ، به رفع غائله بكوشند تا هم جان مردم از گزند درمانهاى كنونى در امان بماند و هم اعتبار و افتخار پزشكان در جامعه محفوظ باشد و از آنجا كه اين موضوع بلايى عام و مصيبتى همگانى است لازمه‌اش اقدام عمومى و قيام دسته‌جمعى خواهد بود . خوشبختانه از هم‌اكنون طلايه و طليعهء آن به صورت مقالات انتقادى و گله‌گذارى و عقده‌گشايى در مطبوعات پزشكى جهان ظاهر شده است ، از جمله در مجلهء : Medecine et Hygiene , 23 juin , 1982 , no 1476 p . 2339 . editorial G . V . Laury . بعنوان « نقش دشوار پزشك » مقاله‌اى درج شده كه ترجمه‌اش اين است : « در سال 1815 جيمز هاديسون « 7 » رئيس جمهورى ايالات متحده آمريكا ، يك نقشه‌كش سويسى به نام هاسلر « 8 » را بخواند تا نقشهء سواحل اين كشور را تهيه كند و پس از مدتى ، به چند تن فرمان داد تا به حسابها و هزينه‌هاى هاسلر بازرسند . نقشه‌كش از اين كار سخت برآشفت و به او چنين نوشت : « براى بازرسى حسابها و هزينه‌هاى من لازم است همهء زندگى من زير نظر و محاسبه قرار گيرد چو آنان كه در جريان كارها نبوده‌اند نتوانند مطلقا چگونگى وجوه مصرف شده را دريابند . » وضع غير قابل تحمل

--> ( 7 ) . James Hadison ( 8 ) . Hassier